خرید بک لینک

نویسنده: رامین - سه شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۰

خیلی سخته فراموش کردن 
یعنی بهتره بگم نه که سخت باشه، شدنی نیست!
چیزی که سخت جای خالیه چیزاییه که دیگه تکرار نمیشن برا یه آدم
من زود برا تو تموم شدم اما چیزی که برای من شروع شد ،گذشتن تصویرای چند ثانیه ای از توعه
که دیگه همیشه عین یه نوار برام تکرار میشن که نه فقط تصویر دارن،صدا دارن! لمس دارن، بو دارن.
مثه اولین بار نشستنت توی ماشینم سر جهاد 
مثه شب گرفتن اولین بار دستام، توی ورودی نهج البلاغه
مثه راهرو مارمولک رفتنا، هل دادنت تو سربالایی بام تهران
مثه املت توچال مثه کوچه پشتیتون و اولین بوسمون
مثه موهیتو خوردنامون مثه سر گذاشتنات رو شنم موقع رانندگی
مثه بوی عطرامون مثه نقاشیات مثه تا شدن انگوشتات
مثه دور باش گفتنات مثه نیمرخ سمت راستت
غورباغه ساکت بیشه خوابیده
راه رفتنامون گیر دادنات گاز گرفتنات گوش پیچوندنات 
انتخاب رشتت، لحظه های نگران کننده شروع دانشگاهت برای من
منتظر شدنام.
مثه وقتی واسه اخرین بار توی پارک منو گول زدی که ماهو نگا کنم و رفتی
و جای دستتو رو شیشه ماشینم گذاشتی..
...
...
مثه وقتی دیگه مجبور شدم برات پرنده و گل بسازم تا ببینمت.
مثه بازارچه قیطریه و تیپ جدیدت
مثه درس خوندنت و شونه های کوچیکت
مثه یه شب زندگی کردن باهات
برنجایی که میریخت زمین و تو غر میزدی مثه جای دستمالای کشوی آشپزخونتون
همه تصویرایی که داعم پلی میشن که دیگه همیشه تا آخر
یه جایی یکی هست چه ببینمش چه نبینمش 
یه گوشه ی زندگی منو بدجور رنگ کرده

همه اینا واسه این نوشتم که حس کنم تولدتو
رفتنت و یادت از بودن هر کسی دیگه برام قشنگ تره

تولدت مبارک

برچسب: نویسنده: پرنیا رحمانی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 17:11

صفحه بندی