خرید بک لینک
چون دارم هم آهنگ گوش میدم و هم برات مینویسم لابه لای شعرای این آهنگا برات مینویسم .امیدوارم تفکیکشون با حرافم برات راحت باشه و برسه به دست تو که می خونی .

روی شاخه های دوری

چه خوشی داره صبوری

وقتی خورشیدی نباشه

تا همیشه سوتو کوری

سلام عشقم

گوشه چشمای براق

تیزیه نگات

بوی گرم نمناک

ناز گونه هات

اگر بهشتی نبود چی؟!

اگر همه زندگی همین حالا بود چی؟

دیگه کسی نبود واسش بمیریم چی

اگر دیگه دنیایی نبود و نشد دیگه

یروز یجای دور تورو باز ببینم بدونه اینکه حتی متوجه بشیم چی؟!

یا باز مثل لابهلای انگشتات، برمگیردی لابلای انگشتام؟

اینبار یجای دیگه دنیا . توی یه نحج البلاقه دیگه

فرض کن همه آدما دنیاشونو بین هم تقصیم میکردن

مامانت، تو ،بوسه ، نوه هات

مردی که تورو نگاه میکرد

میگذره روزای عمرت توی جاده های خلوت

تا بخوای برگردی خونه گم میشی تو باغ غربت

واسه ما فرقی نداره ، هرجا باشیم شب نشینیم

دلخوشیم به اینکه شاید سحرو یروز ببینیم

گرمای بوی تنت

گوشه ی چشمت

تیز که نگاه میکنی

انگار همه دنیا همیشه همین حالاس

خدا همینجا کنارمه

کنار من، با کتونیای قرمز

وقتی که لبریز میشم از کیف

وقتی خدا در میزنه...

من دختر زیبای زندگیتم!

می بینیش!؟

تو پامیشی، راه میری ، میخندی ، میرقصی.

موهاتو باد میبره

خدا رو میبینم و مبهوتش میشم

دنیایی, زیبایی ,خدایی ,و تموم میشی

نه واسه دنیا

واسه من یه روز

واسه اینکه یروزی بیاد بتونیم زندگیامونو واسه عشقمون بدیم

و با لذت تمام مارو بقل کنن

و خدارو حس کنن هزار بار توی یه لحظه

بدون اینکه فکر کنن چطوری میتونن بازم تورو ببینن

مثله ترسی میون سنگ و شیشه

دست کنن و یکی مثل تورو از خدا تو بقلشون بگیرن.

پرنیان جونم امشب به اندازه همه شبای باهام بودنت دلم تنگ شده

چیزایی ک نوشتم حسو حال و چیزاییه که حس میکنمشون

چیزیو که توی تو میبینم و پنجره ای از نازی خدا که برام باز کردیو

یه زمانایی هم از رگ گردن بهم نزدیک تر شدی و من تاب نیاوردم.

و میدونم ازینکه تو برای من نیستی و حق انتخاب زندگیتو داری.

امیدوارم خوب باشی و خندون .منو بخشیده باشی ازینکه اون شب

اونطوری شدم و منو تو بلک لیست لحظه هات نذاری! آرزوم هرچی باشه

رفتن و تنها گذاشتن تو تحت هیچ شرایطی نیست. همیشه دوست داشتم

و دارم دستتو بگیرم و همه جاهای قشنگو اول خودم بهت نشون بدم.

ناراحت نشدم ازینکه گفتی" تو دوست پسرم نیستی".میدونم! اما

ارزو میکنم یه بار دیگه از هزاران بار دیگه ای که آرزو دارم دوباره بقلت

کنم ،اجازه بدی بقلت کنم و حست کنم و اگر طعم بدی بهت نمیدم،،

ببوسمت!

پارک نحج البلاغه

توی پارک

روی تاپ

کفش توری توری سیاه با کف شکلاتی رنگ

تو یه فرشته ای ک رو زمین پیدات کردم

اونروز نمیدونستم چیو دارم بهت میگم

اما الان خودم ب حرف خودم رسیدم.

آخرش یروزی هجرت در خونتو می کوبه

تازه اون لحظه میفهمی همه آسمون غروبه.

برچسب: نویسنده: پرنیا رحمانی تاريخ: دوشنبه 5 اسفند 1398 ساعت: 22:46

صفحه بندی