خیلی سخته فراموش کردن یعنی بهتره بگم نه که سخت باشه، شدنی نیست!چیزی که سخت جای خالیه چیزاییه که دیگه تکرار نمیشن برا یه آدممن زود برا تو تموم شدم اما چیزی که برای من شروع شد ،گذشتن تصویرای چند ثانیه ای از توعهکه دیگه همیشه عین یه نوار برام تکرار میشن که نه فقط تصویر دارن،صدا دارن! لمس دارن، بو دارن.مثه اولین بار نشستنت توی ماشینم سر جهاد مثه شب گرفتن اولین بار دستام، توی ورودی نهج البلاغهمثه راهرو مارمولک رفتنا، هل دادنت تو سربالایی بام تهرانمثه املت توچال مثه کوچه پشتیتون و اولین بوسمونمثه موهی
برچسب:
نویسنده: پرنیا رحمانی
برچسب:
نویسنده: پرنیا رحمانی
برچسب:
نویسنده: پرنیا رحمانی
برچسب:
نویسنده: پرنیا رحمانی
برچسب:
نویسنده: پرنیا رحمانی
ببین عشق دیوانه ی من چه کردی.
در ابریشم عادت آسوده بودم
تو با بال پروانه ی من چه کردی؟
ننوشیده از جان چشم تو مستم
خمار است می خانه ی من چه کردی؟
مگر لایق تکیه دادن نبودم تو با حسرت شانه ی من چه کردی؟
مرا خسته کردی و خود خسته رفتی
سفرکرده ، با خانه ی من چه کردی؟
جهان من از گریه ات خیس باران،
تو با سقف کاشانه ی من چه کردی؟
برچسب: پرنیان,
نویسنده: پرنیا رحمانی