ببین عشق دیوانه ی من چه کردی.
در ابریشم عادت آسوده بودم
تو با بال پروانه ی من چه کردی؟
ننوشیده از جان چشم تو مستم
خمار است می خانه ی من چه کردی؟
مگر لایق تکیه دادن نبودم تو با حسرت شانه ی من چه کردی؟
مرا خسته کردی و خود خسته رفتی
سفرکرده ، با خانه ی من چه کردی؟
جهان من از گریه ات خیس باران،
تو با سقف کاشانه ی من چه کردی؟
برچسب: پرنیان,
نویسنده: پرنیا رحمانی